ه‍.ش. ۱۳۸۸ آبان ۳, یکشنبه

يادداشت كارگردانان فيلم درباره سومين دوره جشنواره سينما حقيقت




يادداشت عميد راشدي و تورج رباني كارگردانان فيلم
« عكس ناتمام ؛ بهمن جلالي »
درباره سومين دوره جشنواره سينما حقيقت


سومين دوره جشنواره « سينما حقيقت » نيز به پايان رسيد . جشنواره اي كه طي اين چند سال به عنوان رويداد فرهنگي برجسته اي از آن ياد مي شود . چه در بين سينما گران و اهالي فرهنگ ، چه در بين مسئولان و چه در بين مردم عادي ؛ چرا كه ، از زبان يكي از همين مردم عادي شنيديم كه " چه مي بايست فرهيخته بود تا به ديدن فيلم هاي چنين جشنواره اي رفت ! " البته جشنواره امسال با شعار " سينماي مستند براي همه " آغاز به كار كرده بود ، اما دريغا كه اين ميهمان – خانه ، روز ش بر خود تاريك است ، چه رسد به ميهمان اش .
از يك ماه قبل از جشنواره شاهد بيانيه يِ گروهي از سينما گران ، در جهت تحريم اين جشنواره بوديم ؛ اگرچه در اين ميان نام هايي به چشم مي خوردند كه اساسا سرو كاري با سينماي مستند نداشته اند ، و يا افرادي كه بعدا سر و كله شان در جشنواره پيدا شد ، که بد نیست مدیریت محترم جشنواره یک جایزه با عنوان « بهترین تحریم » در نظر بگیرد تا رويكردي جدید در ادوار آینده نهادینه شود .
وقتي جشنواره اي چون سينما حقيقت لفظ بين المللي را يدك مي كشد ، نشان از پشتوانه اي است كه سينماي ايران در اين حوزه از آن برخوردار است . به طوري كه با افتخار، خود را روياروي جريان هاي بين المللي مي يابد. « مركز گسترش سينماي مستند و تجربي » متولي اين امر است ، اما آقايان بايد بدانند كه ستون هاي اصلي چنين جشنواره اي همان تاريخ سينماي مستندي است كه تقوايي ها ، طياب ها ، شيردل ها و ... بنا نهاده اند .
جشنواره با فيلم ، جشنواره است . جشنواره براي فيلم سازان ما همه چيز نيست . فيلم سازان از جان مايه نمي گذارند كه مديران فرهنگي روزي با آن پز بدهند،‌ و روزي ديگر به واسطه تغيير مديريت و عدم تطبيق سلايق در سطوح بالاي مديريت از مسئوليت شانه خالي كنند و دل به كار ندهند . آيا نهاد هاي رسمي فرهنگي ما تا اين ميزان در مقابل هر تغييري آسيب پذيراند ؟ آيا «‌مركز گسترش ... » نبايد يك نهاد سينمايي ملي باشد ، به جاي آنكه با تزريق بودجه اي بخور و نمير جريان سينماي مستند را به دست بگيرد كه حاصل اش چندين فيلم كوتاه و بلند است كه همه در يك سطح از كفييت متوقف مي شوند ؟ و بعد جشنواره اي با بهره از حيثيت عنوان « جشنواره بين المللي فيلم مستند ايران » بر پا سازد و در كنار توليدات خود ، انواع محصولات ديگر را نيز به نمايش و رقابت گذارد . مسئله حضور توليدات خود مركز نيست ، ولي آيا نبايد فرقي ميان «مركز گسترش ...» كه اساس اش بر حمايت است با سازمان صدا و سيما كه خود توليد مي كند ، خود پخش مي كند و خود تقدير مي كند وجود داشته باشد ؟ این روشی است که در پیش گرفته شده است و ماحصل آن پرورش فیلمسازان سفارشی و عدم پويايي ، تنوع و رقابت خواهد بود.
آیا « مرکز گسترش ... » ، خود به آماري که در پايگاه اينترنتي خبرگزاري ایسنا در 28 مهر ماه درباره سومين دوره جشنواره سينما حقيقت منتشر شده توجه کرده است؟
" در ليست تهيه‌كنندگان، كارگردانان در صدر قرار دارند و پس از آنها، افراد مستقلي كه به تهيه مستند پرداخته‌اند با 13 اثر در دومين رتبه قرار مي‌گيرند. رتبه‌ي سوم توليد را نيز مركز گسترش به خود اختصاص داده و حوزه‌ي هنري با داشتن 6 فيلم در جشنواره‌ي سينماحقيقت در رتبه‌ي بعدي قرار دارد. با نگاهي به 76 مستند جشنواره‌ي سينما حقيقت 37 مستند را كارگردان و تهيه‌كنندگان مستقل ساخته‌اند" .
پرسش اين است كه آن نهاد محترم در اين بين چه رويكردي نسبت به آثار مستقل داشته است ؟
هميشه در پايان هر جشنواره اي اين جمله كليشه اي را مي شنويم كه " داوري جشنواره سليقه اي است ، و اگر تركيب هيئت داوران عوض شود نتيجه چيز ديگري خواهد بود " .
آری ، سلیقه است ؛ در همه جای دنیا نيز چنين است . اما سليقه چيزي است كه بعد از تخصص ، دانش ، سابقه و اعتبار ، در جريان داوري مطرح است . به همان ميزان استقلال هیات داوران اهميت دارد ؛ نه چون سومین جشنواره سینما حقیقت که با تورق کتاب آن و مطالعه سوابق داوران ، بیشتر وابستگی عیان است تا استقلال . از وابستگی به «مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی » گرفته تا « صدا و سيما » و سایر موسسات . در جشنواره ای که درآن 37 مستند- ساز مستقل حضور دارند قضاوت این داوران چگونه خواهد بود؟ انتظار ندارید که فکر کنیم « قائم مقام مدیر عامل و معاون فرهنگی مرکز گسترش» بعنوان برگزار کننده «جشنواره سینما حقیقت» یک داور مستقل باشد؟ یا انتظار ندارید که فکر کنیم استادی که در شبکه 4 تلویزیون فعال بوده است مستقل می اندیشد ، و یا معاونت تولید یک موسسه فرهنگی که دستی هم در مستند دارد مستقل است !؟ این دیگر سلیقه نیست ، روشی است که شما در پیش گرفته اید. انگار گاهي « سليقه » مفاهيم بيشتري از اصل واژه را در بر مي گيرد .
نا گوارتر از آن ، انتشار نام داوران در صبح روز آغاز جشنواره است .آیا فیلم سازان نمی بایست زودتر مطلع شوند تا برای حضور یا عدم حضورشان در جشنواره تصمیم بگیرند؟ (در تمام دنیا داوران دست کم یک ماه قبل معرفی می شوند).
از حضور عکاسان شناخته شده و مدیران وابسته در هیات داوران که بگذریم ، تنها با یک کارگردان سینمای مستند روبرو می شویم و سوا لی كه مطرح می شود اين است که آیا در سینماي مستند ایران قحط الرجالی پدید آمده است که بجای کارگردان سینمای مستند ، کارگردان مستند های تلویزیونی برای داوری انتخاب می شوند ؟ گویا هنوز فرق این دو را نمي دانيم.
در هر جشنواره اي دست كم دو چهره مورد وثوق اهالي سينما وجود دارند ، كه مطمئنا سليقه شان حجت است و اعتراضي به بار نمي آورد. چرا بايد افرادي را به داوري بگماريم كه سليقه شان منجر به سوء ظن مي شود ؟
همواره گفته مي شود « سينما حقيقت » جور صدا و سيما را در توجه به سينماي مستند مي كشد . پس چرا يكي از متداول ترين مستند هاي سازمان محبوب صدا و سيما نامزد بهترين فيلم مي شود ؟ نه خير! اين اسم اش سليقه نيست . اين ما حصل كار نابلدي است .
گويا هيچ گاه قرار نيست كه به تعاريف و قوانين مشخصي در برگزاري چنين رويداد هايي برسيم و بدان ها پايبند باشيم . انگار هيچ گاه روي ثبات را نخواهيم ديد . پس چگونه يك جشنواره سينمايي براي خود اعتبار كسب مي كند؟ با الواح تقدير و تنديس ها و سيمرغ ها و انواع پرندگان و جانوراني كه روي طاقچه خاك خواهند خورد و يا با جوايزي كه دو سال پس از برگزاري جشنواره با هزار منت تقديم برندگان مي شوند ؟ از دلسوزان محترم سينماي مستند در « مركز گسترش... » بپرسيم كه وقتي برنده سيمرغ بلورين بهترين فيلم مستند براي توليد فيلم بعدي اش به آن مركز مراجعه مي كند ، چگونه با وي برخورد مي شود. اين اعتبار از كجا مي آيد ؟
آيا شان فيلم سازان ما تا اين حد پائين است كه پرسنل برگزاري جشنواره بگويند : " لطفا پي گير كيف و هداياي خود باشيد ...! شان ما اين است ؟ مگر به دنبال اين خنزر پنزرها ست كه در جشنواره شركت كرده ايم ؟ چرا مديريت محترم برگزاري جشنواره به زيردستان خود ياد نداده است ، كه وقتي كارگرداني قبل از نمايش براي آزمايش نسخه فيلم به اتاق نمايش سالن سينما مراجعه مي كند ، به خاطر احترامي است كه براي جشنواره و تماشاگرانش قائل است و نه اميال شخصي ، تا اين قدر كارگردان بي چاره را وادار به خواهش و تمنا نكنند .
بدانيم كه اگر ما اهالي سينما خودمان به يكديگر احترام نگذاريم ، نمي توانيم از مردم ، مطبوعات و دولت انتظار احترام داشته باشيم . بدانيم كه كشتي فرهنگ با شعار هايي چون « سينماي مستند براي همه » پيش نخواهد رفت ،بلكه دير يا زود به گل نشسته و تمام انواع را با خود به زير مي كشاند . چرا به گونه اي رفتار كنيم كه همواره شائبه سياست زدگي به بار بياورد ؟
اين سطور فرا فكني و گلايه هاي ناكامان جشنواره نيست ؛ گر چه اين تنها فيلم « عكس ناتمام ؛ بهمن جلالي » - برنده ي سيمرغ بلورين جشنواره بيست و هفتم فجر - نيست كه با بي مهري مواجه شده است ؛ ‌اين يادداشت خطاب به عده اي است كه شعور حرفه اي يك جامعه را ناديده انگاشته اند .
مطمئنا متهم خواهيم شد به اين كه از راه رسيدگانيم و فرياد انتقاد سر داده ايم . همان گونه كه عضو شریف هیات داوران جایزه بگیران جشنواره ها را به گم كردن خویش متهم می کند ؛ شايد بد نيست بداند ، كه فيلم سازان جوان بدون رانت خواري فيلم مي سازند و جايزه مي گيرند و از طرفي به کاندیدا های مورد انتخاب نظری بیافکند تا ببیند نام استاد منوچهر طیاب نیز در میان آنهاست، بلكه جانب احترام را رعايت كند . ما به عنوان كوچكترين عضو اين جامعه سينمايي ، متاسفيم كه در بدو ورودمان چيزي از بزرگان نياموختيم . آنها فراموش كرده اند كه مي توانند براي نسل بعد الگو ساز باشند .
مسلما زحمات جناب آقاي آفريده و جناب آقاي فرخنده كيش عزيز و خدمات ايشان به سينماي مستند را نمي توان ناديده انگاشت ، قطعا جاي آقاي آفريده در « مركز گسترش ...» سبز خواهد ماند. اما شايسته است كه مسئولين تازه نفس اين عرصه ، حال كه به هر ترتيب فرصتي براي خدمت به فرهنگ و هنر اين ديار بدست آورده اند ، چشمشان را بر روي اين حقايق نبندند ، و بدانند كه نسل جديد سينما و سينماي مستند هيچگونه كم كاري و بي توجهي را بر نمي تابد ، و بر خلاف نسل قبل عرصه را خالي نمي كند تا جولانگاه نابلدان شود . باشد كه ميراثي از شرف و حرمت و اعتبار براي اين نسل تازه باقي بماند .


ه‍.ش. ۱۳۸۸ مهر ۲۳, پنجشنبه

برنامه نمایش در جشنواره سینما حقیقت


فیلم مستند
((عکس نا تمام ، بهمن جلالی ))
برنده
سیمرغ بلورین بهترین فیلم مستند بلند از بیست وهفتمین جشنواره فیلم فجر
در روز دوشنبه 27 مهرماه 1388
ساعت 18
در سینما فلسطین، سالن شماره یک
به نمایش در می آید



ه‍.ش. ۱۳۸۸ مهر ۲۱, سه‌شنبه

بزودی در سینما حقیقت

(( عکس ناتمام ، بهمن جلالی ))